رمز جاذبه ادبیات
رمز جاذبه ادبیات
مردم ذاتا جذب زیبایی های هنری می شوند . کلا هنر ، نوعی شناخت زیبایی ، به کارگیری زیبایی و خلق و پدید آوردن زیبایی در آثارهنری است . حس «جمال طلب » و «زیبایی دوست » در سرشت انسان به ودیعت نهاده شده است . خدای متعال نیز ، خالق زیبایی و جمال است و جمال را هم دوست دارد . «ان الله جمیل یحب الجمال »
و مگر هنر و ادبیات ، چیزی جز پیوند زدن فکر و زندگی و آثاراندیشه ، با «جمال » است ؟ و مگر چیزی جز جمال ، رمزجاودانگی و جذابیت هنر و ادبیات است ؟
ادبیات ، به شکلی بیان زیبای مفاهیم ذهنی و احساسهای درونی واندیشه های بشری است ، در قالب نافذ و گیرا و چون از زیبایی برخوردار است مردم را به سوی خود جذب می کند و با زندگی عجین می شود .
از مجموعه آنچه فرهنگ ملل و ادبیات بشری را تشکیل می دهد ، یک سری از شعرها ، داستانها و مثلها ، از چنان جایگاه و پایگاه والایی برخوردار است که نمی توان آنها را از زندگی مردم تفکیک کرد . مردم با ادبیات خودشان زندگی می کنند و ادبیات ، سایه ای بر ذهن و زندگی آنها می افکند و از همین رهگذر است که «ادبیات مردمی » شکل می گیرد .
اگر این گونه آثار ادبی ، پیوند با اندیشه ها و باورهای مکتبی هم داشته باشد ، فراگیرتر خواهد بود ، زیرا «حس دینی » و «معتقدات مذهبی » ، فراگیرترین عنصری است که مردم را به یکدیگرپیوند می دهد و عامل «ارتباط » و «همبستگی » و «وحدت »میان انسانهاست .
مردم ذاتا جذب زیبایی های هنری می شوند . کلا هنر ، نوعی شناخت زیبایی ، به کارگیری زیبایی و خلق و پدید آوردن زیبایی در آثارهنری است . حس «جمال طلب » و «زیبایی دوست » در سرشت انسان به ودیعت نهاده شده است . خدای متعال نیز ، خالق زیبایی و جمال است و جمال را هم دوست دارد . «ان الله جمیل یحب الجمال »
و مگر هنر و ادبیات ، چیزی جز پیوند زدن فکر و زندگی و آثاراندیشه ، با «جمال » است ؟ و مگر چیزی جز جمال ، رمزجاودانگی و جذابیت هنر و ادبیات است ؟
ادبیات ، به شکلی بیان زیبای مفاهیم ذهنی و احساسهای درونی واندیشه های بشری است ، در قالب نافذ و گیرا و چون از زیبایی برخوردار است مردم را به سوی خود جذب می کند و با زندگی عجین می شود .
از مجموعه آنچه فرهنگ ملل و ادبیات بشری را تشکیل می دهد ، یک سری از شعرها ، داستانها و مثلها ، از چنان جایگاه و پایگاه والایی برخوردار است که نمی توان آنها را از زندگی مردم تفکیک کرد . مردم با ادبیات خودشان زندگی می کنند و ادبیات ، سایه ای بر ذهن و زندگی آنها می افکند و از همین رهگذر است که «ادبیات مردمی » شکل می گیرد .
اگر این گونه آثار ادبی ، پیوند با اندیشه ها و باورهای مکتبی هم داشته باشد ، فراگیرتر خواهد بود ، زیرا «حس دینی » و «معتقدات مذهبی » ، فراگیرترین عنصری است که مردم را به یکدیگرپیوند می دهد و عامل «ارتباط » و «همبستگی » و «وحدت »میان انسانهاست .
در زنــــــــــــــــــدگیـ ،مطالعـــــــه دلـ غنیــــــــمــت اســــــــــــــــــــــــــــــــت